آمار ..:: محــــــــــیـــط ســـــبـــــــز (منابع طبیعی و محیط زیست) ::..
تعداد بازدید ها: 709679

 

ده راهبرد کلیدی برای

حفاظت از تنوع زیستی در سیمای سرزمین های تولیدی

(کشاورزی و جنگلداری)



علی جعفری



چکیده
در سیماهای سرزمینی که بیشترین درصد آنها به کشاورزی یا جنگلداری تغییر یافته، مهمترین چالش فرا روی مدیران، برنامه ریزان، پژوهشگران و بهره برداران از اراضی، حفاظت از تنوع زیستی است. در این مقاله، مجموعه ای از راهبردها که دو جنبه مهم از سیمای سرزمین یعنی الگوها یا ساختار و فرایندها یا عملکرد را مدنظر قرار می دهند ارایه شده و براساس آنها، راهکارها و اقدامات مدیریتی به منظور پیشگیری یا رفع مشکلات احتمالی در یک سیمای تولیدی (کشاورزی) پیشنهاد شده است. به منظور درک بهتر اصول و راهکارها، به ویژه برای مدیران و بهره برداران از اراضی که ممکن است آشنایی کمتری با مبانی اکولوژی داشته باشند، و لذا در به کارگیری آنها دارای تردید باشند، مبانی نظری هر یک از راهبردها نیز ارایه شده است. همچنین، بر این نکته تاکید شده است که این راهبردها و راهکارهای مدیریتی جنبه کلی و عمومی دارند و براساس شرایط طبیعی و انسانی حاکم بر هر سیمای سرزمین باید جزئیات آنها مورد بررسی و پژوهش قرار گیرد و سپس اقدامات مدیریتی پیشنهاد و به مرحله اجرا گذاشته شوند.


کلید واژه : تنوع زیستی، سیمای سرزمینی کشاورزی، الگو، فرایند، راهبردهای حفاظتی


منبع: نشریه محیط زیست و توسعه، سال 4، شماره 8، پاییز و زمستان 1392 ، از صفحه 5 تا 12


دانلود فایل pdf  متن کامل مقاله در ادامه مطلب


برای مشاهده سایر مقالات زیست محیطی این وب اینجا کلیک نمایید .


مشاهده لیست همه مقالات زیست محیطی این وبلاګ از اینجا

 

ده راهبرد کلیدی برای

حفاظت از تنوع زیستی در سیمای سرزمین های تولیدی

(کشاورزی و جنگلداری)



علی جعفری

..........................................................................


لینک دانلود فایل pdf در انتهای همین صفحه

 


سرآغاز

حفاظت از تنوع زیستی در سیماهای(1) جنگلی و کشاورزی ، چالش بزرگی برای مدیران، برنامه ریزان، بهره برداران و پژوهشگران است. سیستم مناطق حفاظت شده کنونی ما برای حمایت از تنوع زیستی ناکافی است و تولیدات کشاورزی ما وابسته به خدمات حیاتی فراهم شده به وسیله تنوع زیستی است. تنوع زیستی همچنین باعث بهبود توان برگشت پذیری سیستم و ظرفیت آن برای احیاء بعد از اختلالات (مانند سیل، خشکسالی ، آتش سوزی و ...) می شود.

(Costanza et al.,  ( 1997.


تا چند سال پیش یک مجموعه راهبرد مدون که براساس اصول علمی ارایه شده و چگونگی حفاظت از تنوع زیستی در سیماهای تولیدی را بیان نمایند وجود نداشت. اما اخیراً چنین مجموعه ای مرکب از 10 راهبرد توسط بوم شناسان دانشگاه ملی استرالیا ارایه شده است ( Fischer et al.,20082008 ). این 10 راهبرد در دو طبقه به شرح زیر تقسیم بندی شده اند. 5 راهبرد اول الگوها یا ساختار سیمای سرزمین (شامل اندازه ، شکل و اجزای متفاوتی که تشکیل دهنده سیمای سرزمین هستند) را بیان می کنند و 5 راهبرد دوم بر فرایندهای بوم شناختی (روابط متقابل بین اجزاء مختلف تشکیل دهنده سیمای سرزمین) تمرکز دارند.


راهبردهای حفاظت از الگو(2) (ساختار)(3)سیمای سرزمین


راهبرد 1: حفظ و ایجاد لکه های بزرگ و از نظر ساختاری پیچیده از پوشش گیاهی طبیعی


راهبرد 2: حفظ پیچیدگی ساختاری در تمام سطح سیمای سرزمین


راهبرد 3: ایجاد لایه ضربه گیر (بافر) در پیرامون نواحی حساس (مانند مناطق حفاظت شده)


راهبرد 4: حفظ و ایجاد گذرگاه ها(4)و جای پاهای(5)مخصوص عبور


راهبرد 5: حفظ ناهمگنی سیمای سرزمین و شیب های تغییرات محیطی راهبردهای حفاظت از فرایندهای بوم شناختی(6)


راهبرد 6: حفظ روابط متقابل بین گونه های کلیدی و تنوع کارکردی


راهبرد 7: حفظ و تداوم عملکرد رژیم های اختلال متناسب


راهبرد 8: کنترل کردن گون ه های سلطه ج ، و بسیار فراوان و مهاجم


راهبرد 9: به حداقل رساندن تهدیداتی که به طور خاص فرایندهای اکوسیستمی را هدف قرار می دهند.


راهبرد 10 : حفظ گونه هایی که نگرانی خاصی در مورد آنها وجود دارد.



مبانی نظری راهبردها


در مجموع 10 راهبرد ذکر شده، یک راهنمای عملی برای مدیریت سیماهای تولیدی براساس تشخیص اصل تکمیل کنندگی موجود بین الگوها و فرایندها در بوم شناسی سیمای سرزمین فراهم می کنند. مفهوم و مبانی نظری این راهبردها برای کسانی که درگیر مسایل برنامه ریزی و مدیریت محیط زیست و حفاظت تنوع زیستی هستند آشنا است. این راهبردها اغلب به تنهایی و گاهی اوقات در کنار هم مورد ملاحظه قرار می گیرند. اما به هر حال توجه به این راهبردها به عنوان یک کل و درک اصول و فرضیات پشتیبان هر کدام برای موفقیت و دستاوردهای حفاظتی در عمل بسیار مهم است.


درک این اصول و فرضیات همچنین به ظرفیت سازی و جلب اعتماد و اطمینان در میان کسانی که با چالش برنامه ریزی و مدیریت برای دستاوردهای حفاظتی در سیماهای تولیدی مواجه هستند کمک می کند.


راهبرد 1: حفظ و ایجاد لکه های بزرگ و از نظر ساختاری پیچیده از پوشش گیاهی طبیعی


رابطه مساحت- گونه یکی از معدود اصول اساسی در اکولوژی است. این اصل بیان می دارد که اگر سایر شرایط یکسان باشد، لکه های بزرگ پوشش گیاهی شامل تعداد گونه های بیشتری نسبت به لکه های کوچک تر هستند.

(Connor & McCoy, 1979; Wu & Vankat, 1991; Buys et al., 1994; Kohn & Walsh, 1994)


علاوه بر مساحت، ساختار لکه معینی از پوشش گیاهی بومی نیز اهمیت اساسی برای تنوع زیستی دارد. در این زمینه نیز اگر سایر عوامل یکسان باشد لکه های با ساختار پیچیده و دست نخورده سطح بالاتری از تنوع زیستی را نسبت به لکه های با ساختار ساده و تخریب یافته دارا هستند. بعضی از عناصر ساختاری دارای اهمیت خاصی هستند زیرا تعداد زیادی از گونه ها و فرایندهای اکولوژیک به آنها وابسته هستند. آنچه چنین را تشکیل می دهند از یک اکوسیستم به « ساختارهای کلیدی »
اکوسیستم دیگر فرق می کند و می تواند از یک پهنه آبی دائمی در بسترهای کشاورزی تازه شخم خورده تا درختان میان تهی درون یک بیشه و جنگل را شامل شود.


حفظ لکه های بزرگ و از نظر ساختاری پیچیده از پوشش گیاهی بومی به ویژه در سیماهایی که گونه های حساس به مساحت فراوانی وجود دارند و محدود به این لکه های پوشش گیاهی طبیعی شده اند و محل های خارج از این لکه ها قابل سکونت برای این گونه ها نیست از اهمیت ویژه ای برخوردارند.


راهبرد 2: حفظ پیچیدگی ساختاری در تمام سطح سیمای سرزمین


محیط پیرامون لکه های پوشش گیاهی طبیعی در یک سیمای سرزمین، ماتریس یا بستر و زمینه گفته می شود. به عبارتی زمینه ساختار غالب سیمای سرزمین است. (Forma & Godron, 1986) برای مثال در سیماهای کشاورزی، زمینه را غالباً اراضی بدون پوشش گیاهی طبیعی تشکیل می دهد و در یک سیمای جنگلی دست کاشت کاج، زمینه معمولاً پهنه ای یک دست از گونه منفرد کاج است. بستر یا زمینه تاثیر مهمی بر عملکرد اکوسیستم می گذارد. بستری که ساختار و پوشش گیاهی مشابه لکه های پوشش گیاهی طبیعی داشته باشد تامین کننده منافع زیادی برای عملکرد اکوسیستم خواهد بود.


سه عملکرد کلیدی یک ماتریس که از نظر ساختاری پیچیده و غیریکنواخت باشد شامل فراهم کردن زیستگاهی برای بعضی گونه های بومی، پیوستگی خوب سیمای سرزمین و کاهش اثرات حاشیه ای است.(Forma & Godron, 1986; Forma 1995)


ارزش زیستگاهی یک سیمای سرزمین پیچیده از نظر ساختاری برای دامنه ای از موجودات در سیماهای مختلف در سراسر دنیا شامل سیماهای کشاورزی و جنگلی در امریکای مرکزی، استرالیا، اروپا و امریکای شمالی نشان داده شده است. علاوه بر فراهم کردن زیستگاه های دایمی برای بسیاری از گونه ها، یک ماتریس که از نظر ساختاری مشابه لکه های پوشش گیاهی طبیعی باشد همچنین فراهم کننده پیوستگی سیمای سرزمین خواهد بود که می تواند جابه جایی بسیاری از موجودات در سطح سیمای سرزمین را تسهیل کند. این پیوستگی ساختار همچنین به نوبه خود پیوستگی فضایی فرایندهای اکولوژیکی مهم از قبیل گرده افشانی یا انتشار دانه ها را نیز فراهم خواهد نمود.


یک ماتریس پیچیده از نظر ساختاری اثرات حاشیه ای در مرزهای لکه های پوشش گیاهی طبیعی را کاهش می دهد. اثرات لبه (حاشیه)، تغییرات اکولوژیکی هستند که ناشی از مرزهای بین بستر (ماتریس) و لکه های پوشش گیاهی طبیعی هستند. برای مثال تغییرات خرد اقلیمی مجاور مرز لکه های پوشش گیاهی محیط فیزیکی را تحت تاثیر قرار داده و آن را برای گونه هایی که با اختلالات سازش یافته اند مناسب تر می سازد. بسیاری از علف های هرز و بعضی از انواع طعمه خواران از زیستگاه های حاشیه ای سود می برند و می توانند فشارهای قابل توجهی را به صورت رقابت یا طعمه خواری بر بسیاری از گونه های بومی وارد کنند. (Fischer et al., 2008)


حفظ پیچیدگی ساختاری ماتریس به ویژه در جایی که نسبت اراضی اشغال شده از ماتریس طبیعی زیاد است و مساحت لکه های پوشش گیاهی کوچک و پیوستگی آنها کم می باشد بسیار مهم است.


راهبرد 3: ایجاد لایه ضربه گیر (بافر) در پیرامون نواحی حساس (مانند مناطق حفاظت شده) هم چنان که در راهبرد 2 گفته شد، یک ماتریس پیچیده از نظر ساختاری می تواند بعضی اثرات حاشیه ای منفی بر تنوع زیستی را کاهش دهد. یک راهبرد موازی این است که به طور خاص کمربندهای ضربه گیری در اطراف لکه های پوشش گیاهی بومی ایجاد شود. این ضربه گیرها می توانند اثرات منفی حاشیه ای را به حداقل برسانند. برای مثال از طریق محصور کردن و دور نگه داشتن لکه های پوشش گیاهی طبیعی از شرایطی که شدیداً در حال تغییر دادن آنها در ماتریس سرزمین هستند.


عناصر دیگری غیر از لکه های پوشش گیاهی بومی نیز ممکن است از ضربه گیرهای ایجاد شده سود ببرند. اکوسیستم های آبی از نمونه های بارز آن هستند و ضربه گیرها به طور گسترده ای برای حفاظت جریان ها در سیستم های جنگلداری یا کمک به حفظ شرایط تالاب ها به کار رفته اند. اگرچه، مفهوم ضربه گیرها به طور گسترده ای قابل کاربرد است اما ماهیت دقیق آنچه تشکیل دهنده یک ضربه گیر مناسب است احتمالاً بستگی به شرایط خاص هر محل خواهد داشت. به طور مثال، باید این موضوع را مورد ملاحظه قرار داد که نیروهای خارجی که می توانند بر نواحی حساس اثر داشته باشند چه نیروهایی هستند و تا چه حدی قادر به رخنه کردن در نوع خاصی از ضربه گیرها هستند. همچنین، باید توجه داشت که نیازی نیست ضربه گیرها محدود به مقیاس محلی باشند. صدها ذخیره گاه زیست کره یونسکو در سراسر جهان شامل راهبردهای ضربه گیر در مقیاس منطقه ای برای نواحی حساس خود هستند. ضربه گیرها در مناطقی که اراضی پیرامونی اثرات منفی شدید بر نواحی حساس وارد می کنند، از اهمیت بسیار بالایی برخوردارند. این اثرات منفی می توانند به عنوان مثال شامل ورود گونه های مهاجم یا آلودگی های شیمیایی باشند. (Fischer et al., 2008)

راهبرد 4: حفظ و ایجاد گذرگاه ها و جای پاهای مخصوص عبور مطابق راهبرد 2 یک ماتریس پیچیده از نظر ساختاری می تواند
سهم مهمی در برقراری ارتباط بین لکه های زیستگاهی برای بسیاری از گونه ها داشته باشد و باعث بهبود وضعیت بعضی از
انواع فرایندهای اکولوژیکی شود. یک راهبرد تکمیلی برای بهبود ارتباط ها در سیمای سرزمین ایجاد و یا حفظ گذرگاه ها و جای
پاها بین لکه های بزرگ پوشش گیاهی بومی است.


گذرگاه ها نوارهای طویلی از پوشش گیاهی یا هر پدیده دیگر هستند که بین لکه های پوشش گیاهی بومی یا سایر لکه ها کشیده شده اند (شکل 1) و جای پاها عبارت از لکه های کوچک پوشش گیاهی پراکنده در سطح سیمای سرزمین هستند. این راهبرد (راهبرد 2) در مدیریت ماتریس ابزار مهمی است زیرا گونه های مختلف و فرایندهای اکولوژیک به اقتضای ویژگی های
خود به راهبردهای مختلفی در این زمینه پاسخ می دهند. برای مثال، نشان داده شده که گذرگاه ها، پیوستگی ماتریس را برای پرندگانی که در انتشار بذرها در کارولینای جنوبی نقش دارند بهبود می بخشند. به طور مشابه درختان میوه منفرد در سیماهای مورد چرای دام در امریکای مرکزی به عنوان جای پا توسط پرندگان و خفاش هایی که در انتشار بذرها نقش دارند مورد استفاده قرار می گیرند. بنابراین، این درختان نه تنها در برقراری ارتباط بین زیستگاه ها موثر هستند بلکه نقش کلیدی در حفظ جریان و تبادل ژنتیکی بین جمعیت های گیاهی بر عهده دارند. (Fischer et al., 2008)


برای حفظ پیوستگی ماتریس سیمای سرزمین برای مجموعه ای از گونه ها و فرایندهای اکولوژیک، ترکیبی از راهبردهای ارتباطی (کریدور و جای پا) باید مورد استفاده قرار گیرد. بنابراین، نقش تکمیل کنندگی یک ماتریس پیچیده از نظر ساختاری، گذرگاه های با ویژگی های مختلف و جای پاها باید به رسمیت شناخته شوند. گذرگاه ها و جای پاها در جاهایی که ماتریس موانع جدی برای بعضی از گونه ها یا فرایندهای اکولوژیک مهم ایجاد می کند از اهمیت ویژه ای برخوردارند.


راهبرد 5: حفظ ناهمگنی (عدم تجانس(7) سیمای سرزمین و شیب های تغییرات محیطی


ادامه دارد...  در حال تایپ متن هستیم... !


نوع فایل : pdf


حجم فایل :  265.01 Kb








ن : Mohsen
ت : سه‌شنبه 23 اردیبهشت‌ماه سال 1393
 
جهت اطلاع از تنظیمات و ویــــرایش این قالب اینجا را کلیک کنید.

.:: کلیک کنید ::.
 

پیج رنک

رنک الکسا